مجله تفریحی

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


داستان کون کردنم
 
پسری که هیچ کس دوستش نداشت! (داستانی کوتاه و واقعی) – Persian …
persian.epochtimes.com/…/پسری-که-هیچ-کس-دوستش-نداشت-داست…
Translate this page
Nov 5, 2016 – تازه شغل جدید معلمی را شروع کرده بودم و مطمئن نبودم با توجه به ندانستن زبان محلی آنجا، بتوانم بخوبی با بچه ها ارتباط برقرار کنم و کارم را به درستی انجام بدم. هنوز چند روزی از آمدن و شروع من به کار نگهداری و آموزش کودکان در یک برنامه بعد از مدرسه، نگذشته بود که متوجه شدم یکی از آنها بشدت پرخاشگر است و بچه های …
خاله سوسن | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272580.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – منم از همه جا بی خبر که خاله ما پشت دره می خواستم بکنم تو کون زیدم اون می گفت کلفت و درازه می ترسم پاره بشم خلاصه پیچوند.منم حشری نگو حالا خاله ما داره میشنوه یو هو … این زیده ما شروع کرد به ته ته به ته کردن من سریع گفتم هیچ چی از دوستان دانشگاه هستن داشتیم درس می خوندیم!خالمم نامردی نکرد تیکشو انداخت گفت …
تجاوز به زنم وسط دریا
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272556.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – رو محکم انگشت کرد،دویدم سمتشون ودرگیر شدیم خلاصه مردم جدامون کردن،غروب شده بود،رفتیم دم اسکله که سوار لنج شیم بریم قشم، قایق تندروها این ساعت … از حال رفت برو آبقند بیار،مهین رو من از پشت تاحالا نکردم نمیذاره خیلی دردش میاد،این بیشرفم بزور کیر کلفتشو تا ته کرد تو کونش که خانوم بیچاره من از درد …
محسن و خواهرزن حشری | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشری
Translate this page
Apr 24, 2017 – محسن و خواهرزن حشری سلام این صرفا ی داستانه،واقعیت نداره من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر زن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،کون تپل طاقچه … مخالف میکشید،منم همزمان سینه هاشو میمالیدم،آروم آروم شل شد،نقطه حساسش سینه هاشه،شروع کردیم لب بازی کردن،مثه وحشیا افتاده بود بجون لبای من،محکم لبامو …
سكس خانوادگي – Google Groups
https://groups.google.com/d/msg/3ex_3ex/…/RRDDnwKJl7kJ
Translate this page
Jan 9, 2008 – راستش من از كردن كون پسرها متنفرم وخيلي از همجنس بازي بدم مياد.براي همين دعواش كردم و گفتم:شلوارشو بپوشه.اونم ترسيد وبلندشد شلوارشو پوشيد.منم فيلم سوپرو خاموش كردم.ديده بودم بيژن بعضي اوقات باآدمهاي بزرگتراز خودش ميگرده اما فكرنميكردم اهل اينكارها باشه. ازاونروز من زياد به بيژن رونميدادم اما نه اينكه اين …
کردن مامان دوستم از کون
https://shahvani.com/dastan/کردن-مامان-دوستم-از-کون-
Translate this page
کردن مامان دوستم از کون. 1390/4/28. اين يه داستان واقعيه و همين چند روز پيش برام اتفاق افتاد. تو یه مجتمع مسکونی چند طبقه زندگی‌ می‌کنیم که بغیر از خودمون یه خانواده ایرانی‌ دیگه هم زندگی‌ می‌کنن. دوستم رضا با مامانش و یه برادر کوچیکتر که مدرسه میره. خونه ما هم اکثرا خالیه چون همه از صبح می‌رن سر کار تا عصر که بر میگردن، فقط من …
آغاز گی و کون کردن بعد ازدواج
https://shahvani.com/dastan/آغاز-گی-و-کون-کردن-بعد-ازدواج
Translate this page
آغاز گی و کون کردن بعد ازدواج. 1394/1/31. 6ماه از ازدواجم رد نشده بود تو سیستم سازی با یک پسره ای اشنا شدم شمارمو بهش دادم ک برام سیستم جور کنه شاگردش شمارمو برداشته بود تو گروه های سکسی دعوتم میکرد یک روز بهش گفتم من زن دارم گوشیمو میبینه نکن اونم خندید گفت هیکل به این سکسی زن داری خوش به حال زنت گفتم منظور؟
داستان کردن کون پسر – Bing video
https://www.bing.com/…/search%3Fq%3Dداستان%20کردن%20کون…
Translate this page
sj_evt.fire(“Vi.AsyncBind.H”, “vrhInlineContainer”);. See more videos. Report an inappropriate content. Please select one of the options below. Thanks for your feedback. Please select the problem with the content. Not Relevant Offensive Adult. Invisible focusable element for fixing accessibility issue. Sorry, but the image …
خاطرات دختر مشهدی پیشنهاد میکنم این داستان زیبا رو – کلوب
www.cloob.com/u/peyman0raha/60760943
Translate this page
Mar 13, 2013 – آبجی پریم که هنوز 15 سالش نشده دوقلو زاییده بود و هر وقتم که دوتا بچه هاش با هم گریه می کردن اونم از درماندگی گریش می گرفت ! با رفتن خواهرام جای ما مثلا باز شده بود اتاقی که حکم انباری رو داشت حالا تبدیل شده بود به اتاق خواب من و پروانه ! بابام که علیل شده بود و خونه نشین ! کلیه هاش عفونت کرده بودن و زمین گیرش …
داستان كوتاه – تفسیر داستان: داستان شماره سه (showing 1-19 of 19)
https://www.goodreads.com/topic/show/888053
Translate this page
19 discussion posts. mohammad said: تاریخ ارسال داستان 18/2/91داستانی که با پست مدرن خوابید…انسان منتظر. ایستگاه … در آن شلوغی یک نفر که تشنه ی گرمای زیر پتو بود، کونِ انسان را انگلک کرد. بی آنکه پشت سرش را نگاه … مقنعه اش را زیر بغلش گذاشت و شروع کرد به باز کردن دکمه های مانتو اش. زیر مانتو یک تاپ بنفش …

 







NS