مجله تفریحی

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


داستان با عمه
 
داستان/ منهای عمه خانم
https://hawzah.net/fa/Magazine/View/6445/…/داستان-منهای-عمه-خانم-
Translate this page
دیشب موقع خواب از طرف شرکت با، بابا تماس گرفتند و بابا را احضار کردند. بابا بعد از این تلفن معما را طرح کرد: «قرار عمه رو چی کار کنم؟» مامان سؤالش را دور زد و گفت: «می دونی که اون از بعد از اذان صبح منتظر می مونه. اگه نریم یا دیر بریم سراغش، کلی اعصابش خرد می شه.» بابا که بچه را رو دست بلند کرده بود و به طرف اتاق خواب می …
تلمبه ای بر محارم
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272559.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – طرفادوسه شب بیدارشدم دیدم همه جاتاریکه و نورابی ضعیف شب خواب تو هاله دیدم عمه با فاصله یک متری جاش گذاشتس و دخترعمه هم که تو اتاق.عمه ب طرف چب …. اه اه اه یا گی یا محارم ، این چه وضعیه ، اسم سایت رو باید دیگه گل مالی کرد ، بازم دم نویسنده هایی مثل اساطیر گرم که دارن داستان مینویسن نه مثل این اراجیف… حالمون …
خاله سوسن | شهوانی
hotgram4.filmiro.com/2017/09/20/…/4906780649966272580.html
Translate this page
Sep 20, 2017 – این قضیه مال پاییز 1380 هستش. من و خالم با هم چیزی نداریم یعنی از همه چیز من خبر داره چون از وقتی از شوهرش طلاق گرفته و مامان و بابا بزرگم مرحوم شدم من هم دیدم خالم تنهاست اکثریت پیش خالم هستم.دیگه یه جورایی منو خالم با هم زندگی می کنیم همه فامیل هم روی من یه جور دیگه حساب می کنن.میگن به به یه پسر خوب مومن حرف …
داستان عمه
https://shahvani.com/dastan/tag/عمه
Translate this page
سامی و عمه جون, 114895, 7, 0. با عمه ام تو باغ, 151937, 5, 0. کل کل با عمه برای پیدا کردن نقطه ضعف هامون, 152377, 12, 0. سکس با عمه مریم, 238301, 6, 0. کون عمه ام، شکار کیر وحشی من, 186354, 7, 0. داستان کردن عمه 48 سالم تو حموم, 346181, 8, 3. علیرضا و عمه پریا, 174104, 6, 0. کردن عمه ى پيرم تو حموم, 257479, 9, 1. شیطونی با عمه …
عمه جون
https://shahvani.com/dastan/عمه-جون
Translate this page
عمه جون. 1388/9/21. یادمه از بچگی خیلی خونه عمم میرفتم مثلا برای بازی با پسر عمم . همیشه اوقات تعطیلی من تو خونه عمم میگذشت .همین طور من بزرگتر میشدم و نشانه هایی از سکس خواهی و تمایل به جنس مقابل در من شعله ور می شد . بی اختیاربه پاهای لخت عمم نگاه میکردم یا به پستونهای درشتش خیره میشدم .خودش هم میفهمید اما به روی خودش …
سکس با عمه 63 ساله – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-عمه-63-ساله-
Translate this page
سکس با عمه 63 ساله. 1389/9/21. من شهرام هستم و امروز یک داستان نسبتا عجیب و غیر معمول رو براتون میذارم که امیدوارم خوشتون بیاد. من یک عمه 63 ساله دارم که خدا بهشون بچه نداده این عمه خانوم چون تا به حال زایمان نداشته همچنان یک هیکل ترکه ای و مناسب رو حفظ کرده و چون شوهرش هم وضع مالی خوبی داره خیلی به خودشون میرسن این عمه من که …
اشتباه با عمه – شهوانی
https://shahvani.com/dastan/اشتباه-با-عمه
Translate this page
Jun 20, 2017 – بچه کونی به خاطر قهر دوس دختر از غرب کشور رفتی تا مرکز کشور با عمه ات اشتباه کنی؟ کله کیری کرایه اتوبوس را می دادی تو اون غرب خراب شده یکی را می کردی فقط کامنتهای زیر داستان؛ عاشق ادبیات بچه های شهوانی ام؛ من هر چی این داستانهای سکس با محارم را می خونم اصلا باورم نمی شه آدم بتونه با خواهر و مادر و عمه و خاله …
سکس با عمه حکیمه
https://shahvani.com/dastan/سکس-با-عمه-حکیمه
Translate this page
سکس با عمه حکیمه. 1396/8/18. سلام، مهم نی فوش بدین ندین هر چی شما میگین راسته ، من یه عمه دارم به اسم حکیمه ، از بچگی که یادمه کونش تو کله خانواده از همه بزرگ تر … لخت شد بالاتنه پیرهنو کوتو پوشید ولی پایین تنه اول شلوار پوشید بعد دامنو در اورد ، خلاصه بریم سر اصل داستان ، یه روز که ساعتا یازده ایی رفتم اونجا اکثرا تو نمیرم …
^رهای من^ – 115.عمه خانوووم – Wattpad
https://www.wattpad.com/191786658-%5Eرهای-من%5E-115-عمه-خان…
Translate this page
Read 115.عمه خانوووم from the story ^رهای من^ by iicequeenn (ice queen) with 1045 reads. عاشقانه, صحنه-دار, رمانتیک. … “رهای من”اولین داستانیه که مینویسم ویه داستان بلنده. داستان یه دختره به اسم رها. … با احساس لمس دستی که توی موهام وروی صورتم نوازش گونه کشیده میشد هشیار شدم ولی چشمامو باز نکردم. نرم دستشو روی اجزای صورتم …
داستان کولی‌ها: کتاب سوم – Google Books Result
https://books.google.com/books?isbn=1780835442 – Translate this page
منیرو روانی‌پور – 2015 – ‎Fiction
افسر خانم، همسایه ی دیوار به دیوار عمه جانم با موهای زرد و پیراهن ساتن آبی تند، بی اعتنا به اشکهای روانم، آینه و کیفش را آورد و نخ را با دندانهای فاصله دارش از قرقره جدا کرد و انداخت دور گردنش و پیچان و تابان موهای صورتم را بند برداشت و مابین پکهای عمیق سیگارش، داستان شب عروسی اش را برای عمهام تعریف می کرد که به اجبار به عقد …

 







NS