مجله تفریحی

براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد


به سايت خوش آمديد !


                                      

                                                                    







ADS


به زور کرد دهنم
 
دوست دارم بمیرم – تالار همیاری ایرانیان
hamyaryiran.ir › … › مشکلات کودکان و نوجوانان
Translate this page
10 posts – ‎4 authors
بخاطره کمبوده محبتم هرکاری میخواست باهام میکرد و منم هیچی نمیگفتم چن با رفتم خونشون و یبارش منو به زور لخت کرد و مجبورم کرد آلتشو بخورم من میلرزیدم اما اون میگف دوسم داره 2بار که رفته بودم میخواست از پشت سکس کنه باهام ولی من دردم میومد وبیخیال میشد.کم کم ازش زده شدم و باهاش تموم کردم ولی اون همچنان میگف دوسم داره و منو …
تجاوز دوست شوهرم به من
https://shahvani.com/dastan/تجاوز-دوست-شوهرم-به-من
Translate this page
Feb 26, 2015 – تیکه تیکه همه لباسامو در آورد و منم هیچ کار نمیتونستم بکنم شروع کرد به خوردن کسم و زبونشو هل داد توش بعدم شلوار خودشو در آورد و کیرش رو گذاشت روی کسم چند بار روش سرش دار و بعد هل داد تو کسم و شروع … تا حالا سه تا بچه خوشکل که به زور به دخترای مردم تجاوز کرده بودن رو منم با دوتا از رفقا بزور گاییدیمشون.
مامانم و مازیار 1395/9/11 نمی یدونم از کجا شروع کنم .راستش من از وقتی
h4.filmiro.com/2017/09/20/893/804363837426893760.txt
Translate this page
Sep 20, 2017 – همیشه شیک میپوشه ولی چون من خیلی خوشم نمیاد رعایت میکنه منم وقتی بچه بودم چند باری دیده بودم که با ی مردی ب اسم خسرو که کلوپ فیلم و اینا داشت دوست بود منم … منم همچنین منم که تو کف مامانم بودم خیلی هورنی بودم قبول کردم و کیرشو کذاشتم تو دهنم ی 30 سانتی میشد سفید و خیییلی کلفت به زور تو دهنم جا میشد .
به زور کرد دهنم | دانلود ساب – sab sang alvand
sabsangalvand.ir/به-زور-کرد-دهنم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – حالم ازش بهم میخورد دهنمُ بستمُ و رومُ کردم به طرف دیگه.گفت:میخوری یا بگم علی بیاد به زور به خوردت بده؟مهلش نزاشتم کثافت اشغال علی رو صدا زد و گفت:علی بیا این بچه کونی داره دوباره ناز میکنه.علی اومد بالا سرمُ گفت:چاقال دوباره دم در آوردی بخور ببینم برگشتم و دهنمُ باز کردم سعید نامرد کیر کثیفشُ کرد تو دهنم …
به زور کرد دهنم | دانلود 18
baharp.ir/به-زور-کرد-دهنم/
Translate this page
باز سرخ بشوى وكل بيندازى ونتوانى كه كرد و خاك كنى وفقط سرت رازير بيندازى و خودت را به كيف يا نردهاى، بلهاى، جيزى مشغول كنى. – رفتم ثواب … شير به لاشةَ كوسفند فكر مى كرد كه جه لذيذ بود و از اينكه بى جهت از آن دست شسته بود به خودش نفرين مى كرد. … بعد جشم بدوزم بهش و أب دهنم را به زور قورت بدهم و خودم را به كيفم يا به …
مورد تعرض واقع شده ام ! – پرسش و پاسخ مشاورفا
www.moshaverfa.com/porseman/index.php?qa=2480&qa…
Translate this page
Jun 20, 2015 – وقتی که منو شوهرم باهم عقد کردیم اون خیلی توجه ویژه ای به من می کرد، ولی من کلا فک می کردم چون خواهر نداشته به این دلیل محبت می کنه ، اما با زیاد شدن … رابطه ام رو خیلی باهاش صمیمی نمی کردم، تا یه روز که با کلک منو کشوند خونه اش که هیچ کس اونجا نبود و سعی کرد با رابطه جنسی برقرار کنه ، من به زور خودم و رها کردم و …
داستان منو به زور کرد زيرش | مجله تفریحی شاپس – شهره کعبه آمال
shopms7.dayemitrading.ir/داستان-منو-به-زور-کرد-زيرش/
Translate this page
ولي بيخيال شدم,با اينكه منم توكفش بودمو خيلي وقتا به يادش خود …. گفتم دايي يه https://groups.yahoo.com/neo/groups/iran…/1143كوچولو,,,,آخر به شوخي و زور سرشو فقط كردم تو دهنم,گفت زهرا جونم … 3 . Behbood – Yahoo Groups 5 نوامبر 2007 … اول اون منو سير سير كرد و چه حالى داشت دادن به اون كير قلمى و خوش فرم . … گغت اه اوه …
نشان اشرف‌السلطان: – Google Books Result
https://books.google.com/books?isbn=178083621X – Translate this page
شیرین شهیدی – 2017 – ‎Fiction
بچهها می گفتن وقتی باباش مست می کرد داوید و زنش رو با کمربند می زد… گاهی ما هم صدای داد و فریادش رو از پشت دیوارهای چوبی آپارتمان شون می شنیدیم… با این که داوید اخلاق سگی داشت و به همه زور می گفت، خیلی از دخترها عاشقش بودن… من ولی فقط عاشق پیتر پن بودم… کارتن اش اون روزها خیلی معروف شده بود… هرشب قبل خواب دعا می …
تابستان ۶۵: – Google Books Result
https://books.google.com/books?isbn=178083747X – Translate this page
پویان مقدسی – 2017 – ‎Fiction
دل و روده ی من اداره میاد توی دهنم، حالا باید بشینم توی ترافیک دکتر گفت: – دیگه نزدیکیم دخترم تا گوشهای از تاسیسات پالایشگاه معلوم شد، مامان در ماشین را باز کرد و راه افتاد. آقای دکتر گفت: – برو باهاش. حواستم بهش باشه، حالش خوب نیس اصلا در را باز کردم و رفتم. مامان راه میرفت و من میدویدم، اما سخت می توانستم به او برسم.
فلامینگو: – Google Books Result
https://books.google.com/books?isbn=178083571X – Translate this page
ساناز سیداصفهانی
حتما و با کمال میل می آید، گفت فعلا وقت سر خاریدن هم ندارد و حتی به زور به دیدن پدرش هم می رود چون دایم در حال تدریس است…. من سه یا چهار بار دیگر دعوتش … اما آن روز فرق می کرد. خوشحال بودم که سایر نخورده ام تا از دهنم بو بیاید و خانه ام را به بهترین شکل مرتب کرده بودم. به خصوص کاشی ها را بد جوری سابیده بودم. از آرایشگاه که می آمدم از …

 







NS